ترجمه "adduction" به فارسی

قرب, (زیست شناسی), تغییر وضع در اثر کشش به سوی محور بهترین ترجمه های "adduction" به فارسی هستند.

adduction noun دستور زبان

The act of adducing or bringing forward. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرب

    noun
  • (زیست شناسی)

  • تغییر وضع در اثر کشش به سوی محور

  • ترجمه های کمتر

    • محور کشی
    • ورین بردگی
    • ورین بری
    • کشش به سوی محور یا خط وسط (توسط عضله)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adduction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adduction" با ترجمه به فارسی

  • (زیست شناسی) ورین بردن · افزونا · به سوی خط وسط کشیدن · به محور کشیدن · به هم نزدیک کردن (در برابر: abduct) · ترکیب اضافی · محور کشی کردن · نزدیک به محور کردن
  • استشهادی · مقرب
  • استدلالی · استشهادی · بسوی محورکشنده · مدل · مقرب
اضافه کردن

ترجمه های "adduction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه