ترجمه "adenoid" به فارسی

گرفتگی بینی, غددی, غده مانند بهترین ترجمه های "adenoid" به فارسی هستند.

adenoid adjective noun دستور زبان

(anatomy) Of or relating to lymphatic glands or lymphoid tissue; lymphoid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفتگی بینی

    adjective noun
  • غددی

  • غده مانند

  • ترجمه های کمتر

    • غده یی
    • وابسته به بافت های لنفی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adenoid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "adenoid"

عباراتی شبیه به "adenoid" با ترجمه به فارسی

  • دارای غدد لنفاوی متورم · غددای · غده دار · غده مانند
  • (پزشکی) رشد بافت های لنفاوی در بخش فوقانی گلو
اضافه کردن

ترجمه های "adenoid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه