ترجمه "administrative" به فارسی

اداری, اجرایی, حکومتی بهترین ترجمه های "administrative" به فارسی هستند.

administrative adjective دستور زبان

Of or relating to administering or administration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اداری

    The courses included accounting, management, international trade and business administration.

    دروس شامل حسابداری، مدیریت اداری، بازرگانی بینالمللی و مدیریت بازرگانی بود.

  • اجرایی

    The Council on Foreign Relations has dominated every administration since the days of FDR.

    بر تمامی دولتهای اجرایی از زمان ( FDR ( Franklin Delano Roosevelt ( سی و دومین رئیس جمهور آمریکا ) تاکنون تسط داشته اند.

  • حکومتی

    who had always moved in the highest administrative circles

    پیوسته در عالیترین محافل حکومتی رفتوآمد میکرد، هر چند وطن پرست بود،

  • ترجمه های کمتر

    • وابسته به اداره کردن و سرپرستی کردن
    • وابسته به فرمداری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " administrative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Administrative
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قانون اداری

عباراتی شبیه به "administrative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "administrative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه