ترجمه "admissible" به فارسی
مجاز, پذيرفتني, پذیرفتنی بهترین ترجمه های "admissible" به فارسی هستند.
admissible
adjective
دستور زبان
(artificial intelligence) Describing a heuristic that never overestimates the cost of reaching a goal. [..]
-
مجاز
No matter what that is, it's not admissible.
مهم نيست توش چيه ، اما مجاز نيست.
-
پذيرفتني
-
پذیرفتنی
-
ترجمه های کمتر
- موجه
- روا
- قابل قبول
- قابل پذیرش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " admissible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "admissible" با ترجمه به فارسی
-
ضوابط پذیرش
-
شرایط پذیرش
-
پذیرش دانشجو بدون در نظر گرفتن نمرات دبیرستانی
-
روابودن · قابل قبول بودن · مجازبودن · مقبولیت · پذیرفتگی
-
حق ورود
-
حق ورود
-
بطورقابل فبول چنانکه روا باشد
-
اجازه ی ورود · اذعان · اعتراف · اقرار · بلیط ورود · جواز دخول · حق ورود · دخول · درون روی · قبول کردن · ورود · ورودیه · پذیرش · پذیرش، قبول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن