ترجمه "adrift" به فارسی
سرگردان, (در مورد کشتی یا قایق) شناور (بدون لنگر و ناخدا), بی هدف بهترین ترجمه های "adrift" به فارسی هستند.
adrift
adjective
adverb
دستور زبان
Floating at random. [..]
-
سرگردان
Aye, yesterday. Have ye seen a whale boat adrift?
چرا، دیروز یک قایق وال گیری را روی دریا سرگردان ندیدید؟
-
(در مورد کشتی یا قایق) شناور (بدون لنگر و ناخدا)
-
بی هدف
Adrift in a universe of horrors, where you can't even depend on time.
سرگردان و بی هدف در دنیایی پر از وحشت، که حتی روی گذر زمانش هم نمیشود حساب کرد.
-
ترجمه های کمتر
- دستخوش امواج
- دستخوش طوفان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adrift " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن