ترجمه "adsorbent" به فارسی
جاذب, گیرا, برکشنده بهترین ترجمه های "adsorbent" به فارسی هستند.
adsorbent
adjective
noun
دستور زبان
Tending to adsorb. [..]
-
جاذب
adjective noun -
گیرا
adjective noun -
برکشنده
-
ترجمه های کمتر
- رونشینگر
- روچگالگر
- رونشین شونده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adsorbent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adsorbent" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد گاز و مایعات و مواد حل شده) به صورت لایه ی نازکی در روی جسم جامد جمع شدن · برکشیدن · رونشین شدن · روچگال شدن · روچگالیدن
-
برکشنده · رونشین · روچگال شده · روچگالیده
-
جاذب · گیرا
-
برآشامندهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن