ترجمه "advanced" به فارسی
پیشرفته, جلو, سالخورده بهترین ترجمه های "advanced" به فارسی هستند.
advanced
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of advance. [..]
-
پیشرفته
adjectiveat or close to state of the art
You can learn about advanced search features here.
شما اینجا تمام مشخصه های جستجوی پیشرفته را فرا می گیرید.
-
جلو
nounSeeing that she was standing in the doorway not allowing him to pass, he advanced straight upon her.
وقتی دید پیرزن جلو در را گرفته و نمیگذارد داخل شود، مستقیم به طرف وی رفت.
-
سالخورده
-
ترجمه های کمتر
- عالیه
- مترقی
- پیر
- پیش
- گران
- گزاف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " advanced " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "advanced" با ترجمه به فارسی
-
تخادرب شیپ
-
مساعده در برابر تأمین
-
مطالعات پیشرفته
-
سیستم تلفنی همراه پیشرفته
-
مزایای پیشرفته
-
ایامدی
-
(امریکا - تئاترهای سیار یا کاندیدهای انتخاباتی - کسی که از قبل برای مهیا کردن امور به محل می رود) جلودار
-
یادداشت پایان اشتغال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن