ترجمه "adventure" به فارسی

ماجرا, ماجراجویی, مخاطره بهترین ترجمه های "adventure" به فارسی هستند.

adventure verb noun دستور زبان

That which happens without design; chance; hazard; hap; hence, chance of danger or loss. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماجرا

    noun

    She was so efficient that it was certain she would make a success of the adventure.

    چنان کاربر بود که شک نبود از این ماجرا پیروز بیرون خواهد آمد.

  • ماجراجویی

    noun

    exciting or unusual experience

    Eshref was a notorious adventurer in the lower levels of Turkish politics.

    اشرف ماجراجویی بنام و معروف در ردههای پایین سیاست ترکیه بود.

  • مخاطره

    noun

    Shrek and Donkey, two stubborn friends off on a world and big city adventure.

    شرک و خره ، دو دوست خودسر ، به سوي يک دنيا حادثه و مخاطره.

  • ترجمه های کمتر

    • حادثه
    • سرگذشت
    • (تجارت و غیره) سرمایه گذاری (در کارهای پرمخاطره)
    • به خطر انداختن
    • به مخاطره انداختن
    • جرات داشتن
    • دل به دریا زدن
    • ریسک کردن
    • قمار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adventure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Adventure
+ اضافه کردن

"Adventure" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Adventure در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "adventure" با ترجمه به فارسی

  • بی باک · بی پروا · جستجوگر · جسور · حادثه جو · خطرجو · سرباز مزدور · سرمایه گذار (در کارهای پرمخاطره) · سیاح · ماجرا جو · ماجراجو · مکتشف · کسی که می کوشد ازراه های ناروا به پول و قدرت برسد
  • بازی اکشن-ماجراجویی
  • مسافر کوچولو
  • سرمایه دار مخاطره پذیر – کارآفرینی که به دیگر کارآفرینان از لحاظ مالی کمک می کند و اغلب نقشی فعال در عملکرد شرکتها به عنوان اشغال یک کرسی در هیأت مدیره و غیره ایفا می نمایند
  • ماجراجویی گرافیکی
  • بازی ماجراجویی
  • فیلم ماجرایی
  • فعالیتها در سفر
اضافه کردن

ترجمه های "adventure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه