ترجمه "adverb" به فارسی
قید, ظرف, عبارت قیدی بهترین ترجمه های "adverb" به فارسی هستند.
adverb
verb
noun
دستور زبان
(grammar) A word that modifies a verb, adjective, other adverbs, or various other types of words, phrases, or clauses. [..]
-
قید
nounlexical category [..]
he was positively unable to recollect and to understand that the short and familiar word suddenly' is an adverb of manner of action.
به هیچ روی نمیتوانست به یاد آورد و یا دریابد که واژه کوتاه و آشنای ناگهان چگونه میتواند قید حالت باشد .
-
ظرف
nounlexical category
-
عبارت قیدی
-
ترجمه های کمتر
- معین فعل
- قیدی
- بستانه
- (دستور زبان) قید (واژه یا عبارتی که فعل یا صفت یا قید دیگری را توصیف می کند - در انگلیسی اکثر قیدها به ly- ختم می شوند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adverb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Adverb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Adverb" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Adverb در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن