ترجمه "advertiser" به فارسی

اعلان, اعلان کننده, اگاهی دهنده بهترین ترجمه های "advertiser" به فارسی هستند.

advertiser noun دستور زبان

One who advertises. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعلان

    Then his next move will be to advertise Jim, or something like that.

    اونوقت وقتی فهمید جیم اهل اونجا نیست می ره اعلان می کنه.

  • اعلان کننده

  • اگاهی دهنده

  • تبلیغ کننده

    The company placing, and often paying for, a promotional message, or advertisement.

    Mainly for advertisers, rather than readers.

    بیشتر برای تبلیغ کننده هاست تا خواننده ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advertiser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advertiser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "advertiser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه