ترجمه "advisor" به فارسی

راهنما, مشاور, معاون بهترین ترجمه های "advisor" به فارسی هستند.

advisor noun دستور زبان

One who offers advice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهنما

    noun

    l need advisors who know the modern world

    من به راهنمايي کسي نياز دارم که جهان جديد را بشناسه

  • مشاور

    noun

    I recently lost my most trusted advisor to treachery.

    همين اواخر مشاور امينم رو بخاظر خيانت از دست دادم.

  • معاون

    i need a favor, and there was a time when you were my most loyal advisor

    من به کمک نياز دارم, و زماني بود که تو بايد معاون وفادار من بودي

  • ترجمه های کمتر

    • رهنمون
    • یار
    • مشاور، مستشار
    • نصیحت کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advisor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advisor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "advisor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه