ترجمه "advocation" به فارسی

جانبداری, (حقوق اسکاتلند) انتقال دعوی از دادگاه ابتدایی به دادگاه عالی, (مهجور) هواداری بهترین ترجمه های "advocation" به فارسی هستند.

advocation noun دستور زبان

(archaic) The act of advocating or pleading. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانبداری

  • (حقوق اسکاتلند) انتقال دعوی از دادگاه ابتدایی به دادگاه عالی

  • (مهجور) هواداری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advocation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "advocation" با ترجمه به فارسی

  • طرفدار، حامی
  • استدلال كننده · استدلال کننده · حامی · طرفدار · مدافع · وکیل مدافع
  • (کسی که برای داغ کردن مباحثه یا از روی بدعنقی از استدلال غیرقابل دفاعی سرسختانه دفاع می کند) · (کلیسای کاتولیک) کشیشی که اعمال و سوابق مرده ای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی می کند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد · شریک شیطان
  • استدلال كننده · استدلال کننده · اندرز · جانبداری کردن · خواهان · دفاع کردن · رایزن · رایزنی · طرفدار · طرفداری کردن · مدافع · مستشار · مشاور · مشورت · نصیحت کردن · هوادار (بیشتر در مورد امور عقیدتی) · هواداری کردن · وکيل · وکیل · وکیل مدافع
  • (امریکا) رئیس کل دادرسی ارتش · رئیس دادگاه نظامی
  • دادرس ارتش · دادستان دادگاه نظامی · مستشار دادگاه نظامی
  • (کسی که برای داغ کردن مباحثه یا از روی بدعنقی از استدلال غیرقابل دفاعی سرسختانه دفاع می کند) · (کلیسای کاتولیک) کشیشی که اعمال و سوابق مرده ای را که قرار است تقدیس شده و saint شود به طور انتقادی بررسی می کند تامبادا عیبی از قلم افتاده باشد · شریک شیطان
  • استدلال كننده · استدلال کننده · اندرز · جانبداری کردن · خواهان · دفاع کردن · رایزن · رایزنی · طرفدار · طرفداری کردن · مدافع · مستشار · مشاور · مشورت · نصیحت کردن · هوادار (بیشتر در مورد امور عقیدتی) · هواداری کردن · وکيل · وکیل · وکیل مدافع
اضافه کردن

ترجمه های "advocation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه