ترجمه "aesthetic" به فارسی
هنری, زیباشناختی, هنرمندانه بهترین ترجمه های "aesthetic" به فارسی هستند.
aesthetic
adjective
noun
دستور زبان
Concerned with beauty, artistic impact, or appearance. [..]
-
هنری
The place for passion's the bedroom, she said curtly, closing off any aesthetic discussion of his hit record.
مادر با لحنی قاطع گفـت: جای این طور حرفها درموسیقی نیست. وبااین حرف جایی برای ارزش هنری آهنگ معروف او باقی نگذاشت.
-
زیباشناختی
-
هنرمندانه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- حساس نسبت به هنر و زیبایی
- خوش سلیقه (aesthetical هم می گویند)
- مربوط به علم
- وابسته به زیباشناسی
- وابسته به زیبایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aesthetic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aesthetic
-
زیبا شناسی
عباراتی شبیه به "aesthetic" با ترجمه به فارسی
-
از نظر زیباشناسی · با رعایت اصول هنری
-
ارزش زیباشناختی
-
(بخشی از فلسفه که با هنر و سرچشمه های آن و انواع و تاثیرات آن سر و کار دارد) زیباشناسی · زیبائی شناسی، زیبائی گرایی · زیبایی شناسی · زیبایی گرایی · زیباییشناسی
-
(اغلب با تداعی منفی - کسی که در عشق به هنر و زیبایی غلو و یا تظاهر می کند) زیباپرست · زیباشناس · عاشق هنر و زیبایی · هنردوست
-
(بخشی از فلسفه که با هنر و سرچشمه های آن و انواع و تاثیرات آن سر و کار دارد) زیباشناسی · زیبائی شناسی، زیبائی گرایی · زیبایی شناسی · زیبایی گرایی · زیباییشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن