ترجمه "aforesaid" به فارسی

مذکور, فوق الذکر, نام برده بهترین ترجمه های "aforesaid" به فارسی هستند.

aforesaid adjective دستور زبان

Of a previously stated list, the earlier of the list items, usually the first in two or three mentioned list items. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مذکور

    so arrived circuitously at the understanding that the aforesaid, and over and over again aforesaid, Charles Darnay, stood there before him upon his trial;

    از ردشی اقماری به این مکاشفه نایل آمده بود که چالز دار نی مذکور و متهم فوقالذکر در برابر او محاکمه میشود

  • فوق الذکر

  • نام برده

    adjective
  • گفته شده در بالا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aforesaid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aforesaid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه