ترجمه "afresh" به فارسی

دوباره, از نو, بار دیگر بهترین ترجمه های "afresh" به فارسی هستند.

afresh adverb دستور زبان

Anew; again; once more; newly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوباره

    adverb

    Pain flares afresh, but I use magic to fight it.

    درد دوباره اوج میگیرد، اما به کمک جادو آن را خاموش میکنم.

  • از نو

    The torment from which he had escaped with so much difficulty was unchained afresh within him.

    شکنجههایی که با آن همه زحمت از آن بیرون جسته بود از نو نهادش را برانگیخت.

  • بار دیگر

    Every one stared afresh at Mr. Rigg, who apparently experienced no surprise.

    همه بار دیگر به ریگ خیره شدند، که به هیچ رو متحیر نمینمود.

  • دگر بار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afresh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "afresh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه