ترجمه "after" به فارسی

در پی, پس از, بعد بهترین ترجمه های "after" به فارسی هستند.

after adverb adjective conjunction adposition دستور زبان

Behind; later in time; following. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در پی

    adposition

    subsequently; following in time; later than

    Watching one movie after another inhibits a profound understanding of them.

    تماشای پی در پی فیلم ها، فهم عمیق آنها را سخت می کند.

  • پس از

    adverb

    subsequently; following in time; later than

    After all day in the sun, Tom had a sunburned nose.

    پس از گذراندن تمام روز در آفتاب، بینی تام آفتاب سوخته شده بود.

  • بعد

    noun adverb

    subsequently; following in time; later than

    I'll help my mother wash the dishes after supper.

    بعد از شام در شستن ظرفها به مادرم کمک خواهم کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • بعد از
    • عقب
    • در جستجوی
    • بعداز
    • متعاقب
    • دیگر
    • دیگری
    • بعدی
    • اخر
    • عقبی
    • مطابق
    • علیرغم
    • درپی
    • بااصرار
    • مادون
    • پاپی
    • (از نظر رتبه و مقام و غیره) بعد از
    • (از نظر زمان یا مکان) بعد
    • (در مورد نامگذاری) به افتخار
    • با وجود
    • بعد از 1
    • بعد از آن
    • به تقلید از
    • به رغم
    • به سبک
    • به واسطه ی
    • به یاد بود
    • جویای احوال شدن
    • در صدد
    • در نتیجه ی
    • هر چند
    • پایین تر از
    • پس از آن
    • پسین 0
    • پشت سر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " after " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "after"

عباراتی شبیه به "after" با ترجمه به فارسی

  • پس فردا
  • (پس از شب میگساری و غیره) وابسته به صبح بعد · بامدادی · وابسته به قرص ضد آبستنی (که صبح بعد از جماع می خورند)
  • پس از ساعات اداری
  • تعقیب کردن، سر در پی چیزی گذاردن، دنبال چیزی رفتن، پی چیزی گرفتن
  • از این ها گذشته · با این وجود · با همه ی این اوصاف · بالآخره · به هر حال · در نهایت · روی هم رفته · سرانجام · هر چه باشد
  • پس از وضع مالیات درآمد قابل تصرف
  • دنبال کردن
  • پس فردا · پسفردا
اضافه کردن

ترجمه های "after" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه