ترجمه "afterborn" به فارسی

کهتر, بعدی, خردسال تر بهترین ترجمه های "afterborn" به فارسی هستند.

afterborn adjective دستور زبان

Born after the father's death; posthumous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کهتر

  • بعدی

    adjective
  • خردسال تر

  • زاییده شده پس ازمرگ پدر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afterborn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "afterborn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه