ترجمه "aftermath" به فارسی
پیامد, (کشاورزی) پس چین, عواقب بعدی بهترین ترجمه های "aftermath" به فارسی هستند.
aftermath
noun
دستور زبان
(obsolete), or farmers' jargon: A second mowing; the grass which grows after the first crop of hay in the same season. [..]
-
پیامد
Now we are faced with the inevitable aftermath.
حالا ما با پیامد های اجتناب ناپذیر آن.مواجه شدیم
-
(کشاورزی) پس چین
-
عواقب بعدی
noun
-
ترجمه های کمتر
- محصول ثانوی
- نتیجه (به ویژه نتیجه ی ناخوشایند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aftermath " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aftermath"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن