ترجمه "against" به فارسی

مخالف, بر, ضد بهترین ترجمه های "against" به فارسی هستند.

against adverb conjunction adposition دستور زبان

In a contrary direction to. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخالف

    noun adjective

    Are you against abortion?

    آیا تو مخالف سقط جنین هستی؟

  • بر

    adposition verb noun

    That runs against my principles.

    آن بر خلاف اصول من است.

  • ضد

    Prefix adjective noun

    I shall tell everything I saw if you do the least thing against him.

    اگر کمترین کاری بر ضد او بکنید هرچه دیدهام همه را خواهم گفت.

  • ترجمه های کمتر

    • به
    • با
    • علیه
    • مقابل
    • خلاف، برخلاف، علیه، بر علیه
    • پهلوی
    • مهیای
    • جنب
    • نسیه
    • فراروی
    • (قدیمی) قبلا
    • بر ضد
    • به (حساب)
    • به اعتبار
    • به رغم
    • تا هنگامی که
    • در آمادگی برای
    • در برابر
    • در مقایسه با
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " against " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "against" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "against" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه