ترجمه "agency" به فارسی

آژانس, نمایندگی, وکالت بهترین ترجمه های "agency" به فارسی هستند.

agency noun دستور زبان

The faculty of acting or of exerting power; the state of being in action; action; instrumentality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آژانس

    noun

    place of business of an agent

    Anyone knows this travel agency?

    آیا کسی این آژانس مسافرتی را می شناسد؟

  • نمایندگی

    This girl wants photos to get into some modelling agency apparently.

    ظاهرا این دختر چند تا عکس می خواهد برای یک نمایندگی مدل

  • وکالت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • وسیله
    • سازمان
    • اداره
    • دفتر
    • کمک
    • دیوان
    • دفترخانه
    • عامل، قدرت/نیرو، وسیله، ابزار،
    • کارگزاری
    • دایره
    • وساطت
    • ماموریت
    • یاری
    • فعالیت
    • پایوری
    • پویایی
    • نیرو
    • اداره ی دولتی
    • نیروی فعال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Agency

Agency (law)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آژانس – نمایندگی

عباراتی شبیه به "agency" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "agency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه