ترجمه "agglutination" به فارسی
آگلوتینه شدن, التصاق, همچسبی بهترین ترجمه های "agglutination" به فارسی هستند.
agglutination
noun
دستور زبان
The act of uniting by glue or other tenacious substance; the state of being thus united; adhesion of parts. [..]
-
آگلوتینه شدن
clumping of particles
-
التصاق
-
همچسبی
-
ترجمه های کمتر
- همچسپی
- پیوند
- (زبان شناسی) همچسبش
- (پزشکی - ترکیزه شناسی) توده ی به هم چسبیده (گویچه های خون یا میکروب ها یا باکتری ها وغیره)
- التیام زخم
- به هم چسبیدگی
- جفت شدن واژک ها (بدون تغییر در شکل و معنی)
- کلوخه شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " agglutination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "agglutination" با ترجمه به فارسی
-
ازمون بهمچسبي سرم · اي.آي.آ · ايمنيسنجي آنزيمي · تکنیکهای ايمني-آنزيم · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم · فنون ايمونوپراكسيداز · فنون ایمنی-آنزیم
-
(زبان شناسی) همچسبشی · التصاقی · به هم چسبیده · همچسب پذیر · همچسبان · پیوندی · چسبناک
-
بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · واكنشهاي آنتیژن-آنتیبادی · واکنشهای پادگن- پادتن
-
آزمون همچسبي لاتكس · آزمونهاي حلقهاي شير · آزمونهای بهمچسبیدگی · تستهای آگلوتیناسیون
-
زبان پیوندی
-
آزمون همچسبي لاتكس · آزمونهاي حلقهاي شير · آزمونهای بهمچسبیدگی · تستهای آگلوتیناسیون
-
به هم چسبیده · همچسب · همچسبان · چسبناک
-
(زبان شناسی - به هم جفت شدن واژک ها بدون تغییر در شکل و معنی آنها) همچسب شدن · (پزشکی - ترکیزه شناسی) به هم چسبیدن و توده شدن میکروب ها یا گویچه های خون و غیره · به هم چسباندن · به هم چسبیدن · به هم چسبیده · همچسب · همچسب کردن یا شدن · پیوند خوردن · پیوند زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن