ترجمه "aglow" به فارسی

فروزان, درخشان, تابناک بهترین ترجمه های "aglow" به فارسی هستند.

aglow adjective دستور زبان

glowing; radiant [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فروزان

    adjective
  • درخشان

    adjective

    I can show you Notre Dame aglow at night.

    نوتردام را درخشان در شب به نمایش بگذارم.

  • تابناک

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • نورانی
    • برافروخته (از نظر رنگ یا هیجان)
    • روشن وشفاف
    • روشنی بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aglow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aglow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه