ترجمه "ahold" به فارسی

گیر, گرفت, (عامیانه) عمل گرفتن بهترین ترجمه های "ahold" به فارسی هستند.

ahold noun adverb دستور زبان

Holding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیر

    noun

    I wish I could get ahold of Luke.

    کاش خبری از لوک گیر میومد

  • گرفت

    noun

    What has ahold of you?

    چي تو رو گرفته ؟

  • (عامیانه) عمل گرفتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ahold " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ahold" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه