ترجمه "air" به فارسی
هوا, باد, وای بهترین ترجمه های "air" به فارسی هستند.
air
verb
noun
دستور زبان
A feeling or sense. [..]
-
هوا
noun verbmixture of gases making up the atmosphere of the Earth [..]
The boomerang hurtled whistling through the air.
بومرنگ در حالی که در هوا سوت میکشید، به حرکت در آمد.
-
باد
nounhistorical: one of the basic elements
Dust hung in the air, for the wind had died and the evening was heavy.
گرد و خاک در هـوا معلق بود، زیرا باد از وزش باز مانده بود و شامگاه سنگین بود.
-
وای
nounhistorical: one of the basic elements
-
ترجمه های کمتر
- وایو
- هَوا
- آسمان
- فضا
- نغمه
- هوا دادن
- هوایی
- آهنگ
- ظاهر
- محیط
- تصنیف
- نما
- خشکاندن
- خنیا
- بیان
- (توسط رادیو و تلویزیون) پخش کردن
- (جمع) افاده
- (در مورد تایر) باد
- آهنگ شیرین
- آگهی کردن
- اعلام کردن 3
- با هواپیما
- باد دادن
- باد صبا
- تبلیغات کردن
- در معرض هوا قرار دادن یا قرار گرفتن 2
- رجوع شود به air conditioning
- ظاهر یا حالت شخص
- نوا 0
- هوایی 1
- هَوا دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " air " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Air
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Air" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Air در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "air"
عباراتی شبیه به "air" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ بادی
-
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · نیروی هوایی ایالات متحده ی امریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن