ترجمه "airborne" به فارسی

هوابرد, هوایی, در پرواز بهترین ترجمه های "airborne" به فارسی هستند.

airborne adjective noun دستور زبان

In or carried by the air. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هوابرد

    Wait until we've recovered all our airborne aircraft.

    صبر كنيد تا ما همه هواپيماهاي هوابرد رو آماده كنيم

  • هوایی

    adjective

    He's not controlling airborne toxins.

    اون سم های هوایی رو کنترل نمیکنه.

  • در پرواز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " airborne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "airborne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "airborne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه