ترجمه "airing" به فارسی

گردش, تهویه, هواخوری بهترین ترجمه های "airing" به فارسی هستند.

airing noun verb دستور زبان

Present participle of air. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردش

    noun

    exposure to warm or fresh air

    Catherine's complaisance was no longer what it had been in their former airing.

    کاترین دیگر آن خلق و خویی را نداشت که در گردش قبلی داشت.

  • تهویه

    noun

    Without air conditioning, the house would be unbearable.

    بدون تهویه مطبوع، خانه غیر قابل تحمل میشد.

  • هواخوری

    noun

    Yes; it's a pretty corner. I came out here to get some air.

    آری؛ گوشه زیبایی است؛ به اینجا آمدم تا اندکی هواخوری کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • (برای خشک کردن یا طراوت بخشیدن) در معرض هوا قرار دهی
    • اعلام
    • افشاگری
    • باددهی
    • برملاسازی
    • سخن پراکنی
    • هوا دهی
    • پخش
    • پراکنش
    • پیاده روی در هوای آزاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " airing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "airing"

عباراتی شبیه به "airing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "airing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه