ترجمه "airplane" به فارسی
هواپیما, طیاره, هَواپَيما بهترین ترجمه های "airplane" به فارسی هستند.
(US) An aeroplane; a powered heavier-than air aircraft with fixed wings. [..]
-
هواپیما
nounpowered aircraft [..]
Those are people that are going on an airplane.
آنها مردمی هستند در حال سوار شدن به هواپیما.
-
طیاره
nounpowered aircraft
She just could not get it through her head that airplanes not much larger than that one could carry eight people.
نمیتوانست بفهمد که چطور ممکن است طیارههایی که کمی از آن طیاره بزرگتر بودند، میتوانند هشت نفر مسافر سوار کنند.
-
هَواپَيما
A powered heavier-than-air aircraft with fixed wings that obtains lift by the Bernoulli effect and is used for transportation.
-
هواپيما
nounpowered aircraft
Which I think is the stables,'cause you hear airplanes.
که فکر ميکنم اصطبل ها هستش براي اينکه صداي هواپيماها رو مي شنوي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " airplane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Airplane" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Airplane در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "airplane"
عباراتی شبیه به "airplane" با ترجمه به فارسی
-
پارچه ی محکم پنبه ای یا کتانی (که سابقا برای روکش بال هواپیما به کار می رفت) · پارچه ی محکم پیراهنی
-
شمع · ملخ هواپیما
-
هواگرد
-
هواگرد