ترجمه "aisle" به فارسی

راهرو, کنار, جناح بهترین ترجمه های "aisle" به فارسی هستند.

aisle noun دستور زبان

A wing of a building, notably in a church separated from the nave proper by piers [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهرو

    corridor in a supermarket [..]

    Microphones are at either end of the aisles.

    میکروفونها در انتهای هر کدوم از راهروها هستن.

  • کنار

    noun adverb

    He saw her come down the aisle,

    او را دید که از کنار ردیف صندلیهای پهلوی دیوار پایین میآمد،

  • جناح

    noun

    The crowd filed up the aisles

    جمعیت در دو جناح کلیسا جمع شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • (در فروشگاه های بزرگ یا انبار کالا) راهرو وسط قفسه ها برای عبور و مرور ودسترسی به قفسه ها
    • تخته پل
    • جناح کلیسا
    • راهرو بین ردیف نیمکت یا صندلی ها
    • راهرو طرفین کلیسا (که معمولا با ردیفی از ستون از صحن کلیسا مجزا است)
    • گذر باریک (بین دو ردیف درخت)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aisle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "aisle"

عباراتی شبیه به "aisle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aisle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه