ترجمه "alar" به فارسی
بالدار, بالی, دامینوزید بهترین ترجمه های "alar" به فارسی هستند.
alar
adjective
noun
دستور زبان
(anatomy) of or relating to the armpit; axillary [..]
-
بالدار
-
بالی
-
دامینوزید
-
ترجمه های کمتر
- بال مانند
- بالچه دار
- بالچه مانند
- ديمتيلآمينوسوكسيناميك اسيد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alar
noun
a chemical sprayed on fruit trees to regulate their growth so the entire crop can be harvested at one time
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Alar" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "alar" با ترجمه به فارسی
-
آلاریک (شاه ویزیگات ها)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن