ترجمه "alarming" به فارسی

اضطراب آور, ترساننده, دلواپس کننده بهترین ترجمه های "alarming" به فارسی هستند.

alarming adjective verb دستور زبان

Present participle of alarm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اضطراب آور

    Under the morning sun the prospect of seeing a whole troop of them did not seem very alarming to him.

    زیر نور خورشید صبحگاهی، تصور دیدن فوج آنها در نظرش چندان اضطراب آور نمینمود.

  • ترساننده

  • دلواپس کننده

  • ترجمه های کمتر

    • مایه ی هراس
    • نگران کننده
    • هراس انگیز
    • وحشتناک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alarming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alarming" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) شیپور آماده باش · آشوب · آژیر · آژیردن · آگاه سازی از خطر · آگاهانیدن · آگاهی (از خطر) · اخطار · اعلام خطر · به هراس انداختن · بهت · بهت وحیرت · بیم · ترس · ترساندن · ترسانیدن · حیرت · خارخار، تلواسه، خلجان، تشویش، اضطراب · دلهره · دلواپس کردن · دلواپسی · زنهار · زنگ خطر · ساعت زنگدار · ساعت شماطه ای · ساعت شماطه دار · شیپور آشوب · علامت خطر · متوحش ساختن · مضطرب کردن (از خطر) · هراس · هراساندن · هشدار · هول · هول دادن · وحشت · وحشت زده شدن · وحشت زده کردن
  • اشوب طلبی
  • ساعت زنگ دار · ساعت زنگدار · ساعت شماطه اى · ساعت شماطه ای · ساعت شماطه دار
  • دزدگیر
  • آگاه شده · مضطرب · هراسان · هشیار شده
  • سیستم اعلام حریق
  • آژیر
  • آژیر آتش سوزی (در خانه و آپارتمان و غیره) · دود یاب · زنگ خطر آتش سوزی
اضافه کردن

ترجمه های "alarming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه