ترجمه "alcove" به فارسی
شاه نشین, آلاچیق, (از ریشه ی عربی : القبه) بهترین ترجمه های "alcove" به فارسی هستند.
alcove
noun
دستور زبان
A small recessed area set off from a larger room. [..]
-
شاه نشین
nounHe went into the alcove and knelt down before the crucifix.
به شاه نشین رفت و در برابر صلیب زانو زد.
-
آلاچیق
-
(از ریشه ی عربی : القبه)
-
ترجمه های کمتر
- خانه ی تابستانی
- فرورفتگی یا انحنای دیوار اتاق که جای دنجی راتشکیل بدهد
- گوشه ی دنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alcove " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "alcove"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن