ترجمه "aleatory" به فارسی
تصادفی, بختکی, شانسی بهترین ترجمه های "aleatory" به فارسی هستند.
aleatory
adjective
دستور زبان
Depending on the throw of a die; random, arising by chance [..]
-
تصادفی
-
بختکی
-
شانسی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- الله بختی
- فی البدیهه
- موسیقی فی البداهه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aleatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aleatory" با ترجمه به فارسی
-
قرارداد وابسته به شانس، قرار داد اقتضائی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن