ترجمه "alexander" به فارسی

اسکندر, اسم خاص مذکر, جزیره ی الکساندر (در غرب قطب جنوب) بهترین ترجمه های "alexander" به فارسی هستند.

alexander noun دستور زبان

Alexanders: any of various umbellifers, often specifically Smyrnium olusatrum or Heracleum maximum, the cow parsnip [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکندر

    noun

    big numbers have bogged down therebefore alexander became “the great”

    اين قبل ار اينکه اسکندر بزرگ نبوده هستش

  • اسم خاص مذکر

  • جزیره ی الکساندر (در غرب قطب جنوب)

  • ترجمه های کمتر

    • مخلوطی از چند نوشابه الکلی و غیر الکلی
    • نام چندتن از تزارهای روسیه
    • نوعی کوکتل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alexander " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alexander noun proper دستور زبان

A male given name, most famously held by Alexander the Great. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسکندر

    proper

    male given name

    This morning, you paid a formal visit to the tomb of Alexander.

    امروز صبح شما يک ديدار رسمي از آرامگاه اسکندر کرديد

  • الکساندر

    male given name

    Alexander was more, he was a Prometheus, a friend to man.

    الکساندر بيشتر بود ، اون يک پرومتئوس بود يک دوست براي مرد.

عباراتی شبیه به "alexander" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alexander" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه