ترجمه "alexipharmic" به فارسی

تریاقی, زهردارو, زهرکش بهترین ترجمه های "alexipharmic" به فارسی هستند.

alexipharmic adjective noun دستور زبان

An antidote to poison. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تریاقی

  • زهردارو

  • زهرکش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alexipharmic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "alexipharmic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه