ترجمه "alibi" به فارسی

عذر, بهانه, دستاویز بهترین ترجمه های "alibi" به فارسی هستند.

alibi verb noun دستور زبان

(law) The plea or mode of defense under which a person on trial for a crime proves or attempts to prove that he was in another place when the alleged act was committed; as, to set up an alibi; to prove an alibi. The Criminal Law Deskbook (1988; ISBN 0820512176) states: "Alibi is different from all of the other defenses...it is based upon the premise that the defendant is truly innocent." [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عذر

    noun

    Not me, milady, and I have a cast-iron alibi.

    من نه بانوي من ، من به خاطر پلاتين تو پام عذر موجه دارم.

  • بهانه

    noun

    They're in some ways using the Bush administration as an alibi.

    اینطور که مشخص است آنها دولت بوش را بهانه کردند.

  • دستاویز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (حقوق) ارائه ی گواهان و اسناد توسط متهم برای اثبات عدم حضور در محل جرم
    • (عامیانه) بهانه
    • اثبات غیبت هنگام وقوع جرم
    • بهانه آوردن
    • جای دیگر
    • عذر خواستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alibi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alibi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alibi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه