ترجمه "all-time" به فارسی
بالا یا پایین ترین حد, بی سابقه, همیشگی بهترین ترجمه های "all-time" به فارسی هستند.
all-time
adjective
unsurpassed up to the present time [..]
-
بالا یا پایین ترین حد
-
بی سابقه
-
همیشگی
The all-time home run king of promise breakers?
همون پادشاه عهدشکن همیشگی ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " all-time " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "all-time" با ترجمه به فارسی
-
از ازل
-
اصلا · درهر صورت · هرگز · همواره · همیشه · هیچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن