ترجمه "alliance" به فارسی

اتحاد, اتفاق, ائتلاف بهترین ترجمه های "alliance" به فارسی هستند.

alliance verb noun دستور زبان

(uncountable) The state of being allied; the act of allying or uniting; a union or connection of interests between families, states, parties, etc., especially between families by marriage and states by compact, treaty, or league; as, matrimonial alliances; an alliance between church and state; an alliance between France and England. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتحاد

    noun

    Kingdoms are won with armies, but empires are made by alliances.

    پادشاهی ها با پیروزی توسط ارتش به وجود میان ، ولی امپراطوری ها با اتحاد.

  • اتفاق

    noun
  • ائتلاف

    noun

    and find the consensus and build the alliances that are needed

    و بر سر ائتلاف های لازم اجماع کنیم

  • ترجمه های کمتر

    • معاهده
    • پیوستگی
    • پیمان
    • وصلت
    • اتحادیه
    • رابطه
    • متحدین
    • همبستگی
    • پیوند
    • نسبت
    • ارتباط
    • خویشی
    • بستگی
    • آوست
    • آوستگی
    • مشابهت
    • قرابت
    • اتحاد، وصلت، پیوستگی
    • کشورها یا گروه های متحد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alliance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alliance

Alliance, Suriname

+ اضافه کردن

"Alliance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alliance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "alliance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alliance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه