ترجمه "alliance" به فارسی
اتحاد, اتفاق, ائتلاف بهترین ترجمه های "alliance" به فارسی هستند.
(uncountable) The state of being allied; the act of allying or uniting; a union or connection of interests between families, states, parties, etc., especially between families by marriage and states by compact, treaty, or league; as, matrimonial alliances; an alliance between church and state; an alliance between France and England. [..]
-
اتحاد
nounKingdoms are won with armies, but empires are made by alliances.
پادشاهی ها با پیروزی توسط ارتش به وجود میان ، ولی امپراطوری ها با اتحاد.
-
اتفاق
noun -
ائتلاف
nounand find the consensus and build the alliances that are needed
و بر سر ائتلاف های لازم اجماع کنیم
-
ترجمه های کمتر
- معاهده
- پیوستگی
- پیمان
- وصلت
- اتحادیه
- رابطه
- متحدین
- همبستگی
- پیوند
- نسبت
- ارتباط
- خویشی
- بستگی
- آوست
- آوستگی
- مشابهت
- قرابت
- اتحاد، وصلت، پیوستگی
- کشورها یا گروه های متحد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alliance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alliance, Suriname
"Alliance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alliance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "alliance" با ترجمه به فارسی
-
ائتلاف آزادی خلق متحد
-
متحدین نظامی
-
اتحاد مقدس (میان روسیه و اتریش و پروس : 5181)
-
ائتلاف چپ سبز اسکاندیناوی
-
اتحادیه هواپیمایی
-
اتحاد انگلیس و اتریش و روسیه بر ضد فرانسه در 5971) · اتحاد انگلیس و سوئد و هلند بر علیه فرانسه در سال 8661 · اتحاد انگلیس و فرانسه و هلند بر علیه اسپانیا در 7171
-
سیاست اتحاد
-
مسلم است که برخی از افشاسازیها به راحتی میتواند به عنوان «میانبرهایی» برای شکل دادن به بخش پیوند اتحاد عمل کند