ترجمه "alligator" به فارسی
تمساح, سوسمار, الیگاتور بهترین ترجمه های "alligator" به فارسی هستند.
alligator
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) One who binds or ties. [..]
-
تمساح
nounlarge amphibious reptile of genus Alligator [..]
Shouldn't we be worried about alligators or something?
نبايد نگران تمساح ها و يا چيز ديگه اي باشيم ؟
-
سوسمار
nounIt's just... all of your shirts have alligators on'em.
تمام لباسهات از پوست سوسمار دوخته شدند
-
الیگاتور
سردهای از تمساحان آمریکایی
-
ترجمه های کمتر
- نهنگ
- (جانورشناسی) تمساح امریکایی (که در امریکا و چین یافت می شود و پوزه اش از پوزه ی تمساح افریقایی کوتاه تر است و هنگام بسته بودن دهان دندان هایش نمایان نیست)
- پوست تمساح امریکایی
- پوست سوسمار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alligator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "alligator"
عباراتی شبیه به "alligator" با ترجمه به فارسی
-
قاعده امیزش
-
آليگاتوريده · آلیگاتورها
-
سرسوسماری الیگاتوری
-
آوکادوها · اوکادو · رجوع شود به Avocado · گلابي آليگاتور · گلابي آوكادو
-
الیگاتور آمریکایی
-
(جانورشناسی) لاک پشت گوشتخوار (Macroclemys temmincki - نوعی لاک پشت آب شیرین)
-
لاکپشت گازگیر الیگاتور
-
لولهماهی تمساحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن