ترجمه "almond" به فارسی
بادام, لوز, مغز بادام بهترین ترجمه های "almond" به فارسی هستند.
almond
adjective
noun
دستور زبان
(countable) A type of tree nut. [..]
-
بادام
nounnut [..]
I brought him hot tea and roasted almonds.
من برایش چای داغ و بادام برشته آوردم.
-
لوز
nounnut
-
مغز بادام
nouncontaining peach seed, walnut, pine nut, sesame seed and almond?
محتوی دانه هلو، گردو، دانه کاج دانه کنجد و مغز بادام هستند، چطور است؟
-
ترجمه های کمتر
- بادامی
- بژ
- (رنگ پوست بادام) قهوه ای کم رنگ
- به شکل بادام یا بادامک
- درخت بادام
- درخت بادام (Prunus amygdalus از خانواده ی rose)
- ساخته شده از بادام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " almond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Almond
proper
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Almond" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Almond در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "almond"
عباراتی شبیه به "almond" با ترجمه به فارسی
-
بادام هندي · بادام گرمسيري · بیدام · ترمینالیا کاتاپا · لوز هندی
-
بادامها · بادامهاي تلخ · بادامهاي شيرين
-
بادام هندي · بادام گرمسيري · بیدام · ترمینالیا کاتاپا · لوز هندی
-
بادام زميني · سعد خوراكي · سیپروس اسکولنتوس
-
چغاله بادام
-
روغن بادام
-
بادام تلخ که از هیدرولیز مغز آن اسید هیدروسیانیک به دست می آید
-
درخت بادام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن