ترجمه "aloof" به فارسی

کنارهگیر, دور, سرد بهترین ترجمه های "aloof" به فارسی هستند.

aloof adjective adverb adposition دستور زبان

At or from a distance, but within view, or at a small distance; apart; away. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنارهگیر

    without sympathy

  • دور

    adjective

    He was holding himself aloof from this discussion above it.

    او خودش را از این بحث دور نگه داشته بود.

  • سرد

    adjective

    There was a cautious aloofness about him.

    رفتارش سرد و بدبینانه و محتاطانه بود.

  • ترجمه های کمتر

    • نجوش
    • مجزا
    • سوا
    • محتاط
    • (در مورد اشخاص) منزوی
    • به کنار
    • بی اعتنا
    • درون گرا
    • دور (ولی قابل رویت)
    • کناره گیر
    • گوشه گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aloof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aloof" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aloof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه