ترجمه "alpha" به فارسی

آلفا, آغاز, شروع بهترین ترجمه های "alpha" به فارسی هستند.

alpha adjective noun دستور زبان

The name of the first letter of the Greek alphabet (Α, α), followed by beta. In the Latin alphabet it is the predecessor to A. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلفا

    name of the letter Α, α

    Stanton's that concerned about his supercharged alphas being nice and comfortable?

    استنتون پريش ، تو فکر اينه يه رهبر مهربون براي آلفا ها باشه

  • آغاز

    noun

    creator of the heavens and the earth. alpha and omega

    خالق بهشت و زمين آغاز و انتها

  • شروع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اغاز
    • ابتدا
    • (شیمی) آلفا
    • (نجوم - A بزرگ) درخشان ترین ستاره ی هر صورت فلکی
    • اولین حرف الفبای یونانی
    • ذره ی آلفا
    • ستاره اول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alpha " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alpha proper

A ghost town in California. [..]

+ اضافه کردن

"Alpha" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alpha در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "alpha" با ترجمه به فارسی

  • پروستاگلاندين اف2 آلفا · پروستاگلاندینها · پي.جي.اف 2 آلفا
  • رجوع شود به Sirius
  • رجوع شود به Procyon
  • آلفا آمیلاز
  • (فیزیک) ذره ی آلفا (ذره ی رادیواکتیو و دارای بار مثبت که مشتمل است بر دو پروتون و دو نوترون و در اثر دریافت دو الکترون تبدیل به اتم هلیم می شود) · ذرات آلفا
  • آلفا-توکوفرول
  • مارپیچ آلفا
  • آلفا گلوکوزیداز · مالتاز
اضافه کردن

ترجمه های "alpha" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه