ترجمه "already" به فارسی
به این زودی, قبلاً, دیگر بهترین ترجمه های "already" به فارسی هستند.
already
adverb
دستور زبان
Prior to some specified time, either past, present, or future; by this time; previously. [..]
-
به این زودی
adverbso soon [..]
cried, Well, Bertrand, here is a reinforcement already
برتران، نگاه کن! به این زودی کمکی برای ما رسید در این موقع نیز باز گرفته بود.
-
قبلاً
prior to some time
But being a vampire only amplifies who you already are.
اما خون آشام بودن فقط باعث ميشه اون کسي که قبلاً بودي ، تقويت بشه.
-
دیگر
adverbused to emphasize impatience or express exasperation
Ah, the phone card's already running out.. See you in half an hour.
اه، کارت تلفن در حال تمام شدن است...تو را نیم ساعت دیگر می بینم.
-
ترجمه های کمتر
- دیگه
- قبلا
- همین حالا هم
- از قبل
- فعلا
- همانگاه
- از پیش
- به نقد
- تا حالا
- هم اکنون
- همان وقت
- همین حالا
- پیش از این
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " already " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن