ترجمه "alternate" به فارسی

متناوب, یک در میان کردن یا شدن, تناوب بهترین ترجمه های "alternate" به فارسی هستند.

alternate adjective verb noun دستور زبان

(botany) Distributed, as leaves, singly at different heights of the stem, and at equal intervals as respects angular divergence. --Gray. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متناوب

    adjective

    We're dead in the water if we don't give them an alternative.

    اگه یه پیشنهاد متناوب بهشون ندیم کارمون تمومه.

  • یک در میان کردن یا شدن

  • تناوب

    This dreadful alternation of hope and no hope sickens the soul.

    اين تناوب وحشتناک بين اميد و نااميدي روح انسان رو آزار مي دهد

  • ترجمه های کمتر

    • جایگزینه
    • تناوبی
    • جانشین
    • دیگر
    • متبادل
    • وارگی
    • گزیر
    • متقابل
    • (برق) دارای جریان متناوب بودن
    • (در تیم های ورزشی) رزرو
    • (ریاضی) شق
    • (گیاه شناسی) یک در میان
    • به عنوان علی البدل یا جانشین عمل کردن
    • تناوبی کردن
    • علی البدل
    • قائم مقام
    • قائم مقام، علی البدل، متناوب، عوض و بدل
    • متناوب کردن یا شدن
    • نوبتی کردن یا شدن
    • واره ای
    • واره ای کردن
    • پستامند کردن
    • گاه ایست کردن یا شدن
    • گاهوار کردن
    • یک در میانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alternate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Alternate
+ اضافه کردن

"Alternate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alternate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "alternate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alternate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه