ترجمه "altitude" به فارسی

ارتفاع, فرازا, بلندی بهترین ترجمه های "altitude" به فارسی هستند.

altitude noun دستور زبان

A vertical distance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتفاع

    noun

    segment in a triangle

    The sickness will pass once we get used to the altitude.

    اين حالت تهوع بعد از عادت به ارتفاع برطرف ميشه.

  • فرازا

  • بلندی

    noun

    He first took my altitude by a quadrant, and then, with a rule and compasses

    وی نخست بلندی قامت مرا با نقاله و سپس با ستاره و پرگار اندازه گرفت

  • ترجمه های کمتر

    • ارتفاعات
    • فرازی
    • فرازها
    • فرازگوشه
    • جاه
    • منزلت
    • (معمولا جمع) بلندی ها
    • (مقام و رتبه و غیره) رفعت
    • (نجوم) زاویه ی بلندی ستاره نسبت به افق
    • (نسبت به سطح دریا یا زمین) ارتفاع
    • (هندسه) ارتفاع
    • ارتفاع از سطح دریا
    • فرازی (ها)
    • مقام رفیع
    • منتها درجه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " altitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "altitude" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "altitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه