ترجمه "ambling" به فارسی

خوش ذات, خوش طبع, دوست داشتنی بهترین ترجمه های "ambling" به فارسی هستند.

ambling noun verb دستور زبان

Present participle of amble. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوش ذات

  • خوش طبع

  • دوست داشتنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ambling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ambling" با ترجمه به فارسی

  • (آرام آرام) راه رفتن · (آهسته) قدم زدن · (اسب و غیره) یورغه رفتن · خرامیدن · خوش خوشک راه رفتن · راهوار بودن · راهواری · سلانه سلانه رفتن · قدم زنی · گام آهسته · گردش · یورغه
اضافه کردن

ترجمه های "ambling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه