ترجمه "ambuscade" به فارسی
کمین, کمینگاه, دام بهترین ترجمه های "ambuscade" به فارسی هستند.
ambuscade
verb
noun
دستور زبان
(dated) An ambush; a trap laid for an enemy. [..]
-
کمین
nounthat the gates of the citadel had been barricaded and that there was probably an ambuscade there.
که دروازه قلعه بسته است و بی شک عدهای در آنجا کمین نشستهاند.
-
کمینگاه
noun -
دام
noun
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به ambush
- پناه گاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambuscade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن