ترجمه "amends" به فارسی
جبران, ارتجاع, اصلاح بهترین ترجمه های "amends" به فارسی هستند.
amends
noun
verb
دستور زبان
Compensation for a loss or injury; recompense; reparation. [..]
-
جبران
nounI can never make amends to your family for the things I've done.
هرگز نمی تونم کاری که با خانواده ت کردم رو جبران کنم.
-
ارتجاع
noun -
اصلاح
nounShe had intended saying awful, but she amended it to is not particularly good.
میخواست بگوید خیلی بد است اما این کلمه را به مخصوصاً خوب نیست اصلاح کرد.
-
ترجمه های کمتر
- بازگردانی
- جبران خسارت
- دلجویی
- فریادرسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amends " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amends" با ترجمه به فارسی
-
بهسازیهای خاک
-
دلوت هدش حالصا همانیهاوگ
-
متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
-
(در مورد لوایح قانونی و غیره) اصلاح کردن · اصلاح کردن · اصلاح کردن یا شدن · اصلاح کردن، بهتر کردن · بهبود بخشیدن · بهتر کردن · بهساختن · تجدیدنظر کردن · ترمیم کردن · حک و اصلاح کردن · درمان کردن · رفع اشتباه کردن · عیوب را رفع کردن · غلط گیری کردن
-
اصلاحیه
-
اصلاح کننده
-
تصحیح شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن