ترجمه "amid" به فارسی
در بحبوحه, در حین, در میان بهترین ترجمه های "amid" به فارسی هستند.
amid
adposition
Surrounded by; in the middle of; in the center of. [..]
-
در بحبوحه
At times, amid his convict toil, he paused. He fell to thinking.
گاه، در بحبوحه اشتغال به کارهای دشوار توقف میکرد، به تفکر میپرداخت،
-
در حین
-
در میان
Bagman looked somehow like a slightly overblown cartoon figure, standing amid all the pale faced champions.
قیافهی بگمن در میان چهار قهرم آن رنگپریده همچون شخصیتهای اغراقآمیز کارتونی به نظر میرسید.
-
در وسط
Our young people grow up amid surroundings of natural beauty.
کودکان ما در وسط طیعت زیبا بزرگ میشوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "amid"
عباراتی شبیه به "amid" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی) آمید (ترکیب آلی دارای بنیان CO-NH2) · آمید · بازآمونیاک
-
آميد سينتتازها · سينتتازها · لیگازها · پپتيد سينتتازها
-
آميداز · آمید هیدرولازها
-
سدیم آمید
-
سدیم بیس(تری متیل سیلیل)آمید
-
آمیدها · آنيليدها · ساليسيلاميدها · پليويدون
-
عباسعلی عمید زنجانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن