ترجمه "amidst" به فارسی
در بحبوحه ی, در حین, در میان بهترین ترجمه های "amidst" به فارسی هستند.
amidst
adposition
In the midst or middle of; surrounded or encompassed by; among. [..]
-
در بحبوحه ی
-
در حین
-
در میان
A castle of webs, set amidst a cluster of extra thick strands.
قلعهای تار عنکبوتی در میان تودهای از رشتههای ضخیم جای گرفته است.
-
در وسط
It lies like an empty shell amidst the tangle of the deep woods, even as I saw it in my dream.
شاید اگر کسی امروز پای به محیط ماند رلی بگذارد جز بیشهزار عمیقی که در وسط آن ویرانهای وحشتناک قرار دارد چیزی نبیند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amidst " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "amidst"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن