ترجمه "amputation" به فارسی
آمپوتاسیون, اندامبرداری, برش بهترین ترجمه های "amputation" به فارسی هستند.
amputation
noun
دستور زبان
surgical removal of all or part of a limb, etc. [..]
-
آمپوتاسیون
removal of a body extremity by trauma, prolonged constriction, or surgery
-
اندامبرداری
-
برش
noun
-
ترجمه های کمتر
- قطع ع
- ندب زا یوضع عطق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amputation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amputation" با ترجمه به فارسی
-
ندرک عطق
-
قطع کننده
-
(جراحی) قطع عضو کردن · از تن جدا کردن · قطع کردن · وابریدن
-
(جراحی) قطع عضو کردن · از تن جدا کردن · قطع کردن · وابریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن